یادگاریهای دکتر شریعتی و شهید چمران


سید محمود طالقانی :

آخرين‌ ملاقاتي‌ كه‌ من‌ با مرحوم‌ دكتر شريعتي‌ داشتم‌، آن‌ وقتي‌ بود كه‌ او تازه‌ از زندان‌ بيرون‌ آمده‌ بود، شبي‌ بود كه‌ تا نيمه‌ شب‌ و بعد از نيمه‌ شب‌ با او بوديم‌ و آن‌ روح‌ خلوص‌ و دريافت‌ احسن‌ را چنان‌ در او ديدم‌ كه‌ اين‌ خاطره‌ هيچ‌ وقت‌ از نظر من‌ محو نمي‌شود. وقتي‌ صحبت‌ مي‌كردم‌ با تمام‌ حواس‌ گوش‌ و چشم‌ و فكرش‌ متوجه‌ جمله‌هاي‌ من‌ بود و مي‌گرفت‌ و بعد به‌ من‌ بر مي‌گرداند. با يك‌ توضيح‌ بهتر و با يك‌ تعبير بالاتر- يادم‌ هست‌ كه‌ آخرين‌ مسئله‌اي‌ كه‌ بعد از نيمه‌ شبي‌ بود مطرح‌ شد، تفسير سوره‌ قدر بود و مسئله‌ ليله‌ القدر. من‌ يك‌ جمله‌اي‌ گفتم‌ و ديدم‌ او شروع‌ كرد بسط‌ دادن‌، كه‌ مرا آن‌ قدر جذب‌ كرد كه‌ ساعتي‌ از شب‌ گذشت‌. و بعد من‌ از او جدا شدم‌. او به‌ طرف‌ تقدير «ليله‌ القدر»ش‌ رفت‌. من‌ هم‌ به‌ طرف‌ تقدير، من‌ به‌ زندان‌ رفتم‌ و سعادت‌ شهادت‌ را با اينكه‌ زمينه‌اش‌ فراهم‌ بود و از آثارش‌ مي‌ديدم‌ نداشتم‌- شايد هم‌ خواست‌ خدا نبود. او هم‌ هجرت‌ كرد و در مسير شهادتش‌، پيش‌ رفت‌. خداوند اين‌ شخصيت‌ بزرگ‌ را و آثارش‌ را براي‌ ما و براي‌ جوانها هميشه‌ آثار اين‌ شخصيت‌، كتاباي‌ او، نظريات‌ او را زنده‌تر بدارد و بر شماست‌ كه‌ در اطراف‌ مطالب‌ او، مسائل‌ او، بحث‌ كنيد، بيانديشيد و همان‌ راهي‌ كه‌ او رفت‌ براي‌ تبيين‌ اسلام‌، يك‌ اسلام‌ انقلابي‌ و اجتماعي‌ و نه‌ يك‌ اسلام‌ فقط‌ ذهني‌ و سنتي‌ كه‌ هميشه‌ داشتيم‌، شما موفق‌ باشيد. و اين‌ انقلاب‌ همان‌ طوري‌ كه‌ گفتم‌ بر عهده‌ شماست‌. من‌ آخر مرز هستم‌ و شما در بين‌ راه‌ هستيد و حركت‌ مي‌كنيد- خداوند همه‌ي‌ شما را حفظ‌ كند.

برگرفته از:وب سایت دکتر علی شریعتی

 

 

 

 
نوشته شده توسط نازنین چکاوک در ساعت 10:32 AM | لینک  | 

دکتر علی شریعتی و امام خمینی(ره) در آیینه خاطرات

 دکتر علی شریعتی روشنفکر فراروایت ها است. او را می توان بصورت توأمان منتقد سرسخت مارکسیست های دوآتشه دهه چهل و روحانیون عوام زده ای دانست که در کلام امام به روحانی نمایان تعبیر شده اند. شریعتی که نمونه بارز تئوری مذهب در برابر مذهب بود، سالها مورد بی مهری مذهبی های سطحی نگر و سوسیالیست های مادی گرا قرار گرفت. او اگر محتوای مارکسیسم را مورد نقد و نفی قرار داد، محتوای تشیع را با استفاده از ادبیات انقلابی چگوارا، چون موم بر حلقوم دانشجویان دهه چهل ریخت و آنان را که در اختاپوس کمونیسم گرفتار بودند نجات داد. عده ای تلاش داشتند بی توجه به همه خدمات بی اندازه او به انقلاب و اسلام، این روشنفکر متعهد را بخاطر اندک اشتباهاتش، در برابر انقلاب و رهبر کبیر آن بگذارند. اما آنگونه که از خاطرات یاران امام برمی آید، آن کوته نگران، در رسیدن به مقصود خود ناکام ماندند چرا که روح الله الموسوی الخمینی به عنوان مرجع روشنفکر و دوراندیش فرق بین کسروی و شریعتی را می دانست و عمق سخن معلم شهادت را خدمتی صادقانه به انقلاب می شناخت. آنچه در ذیل می آید بازخوانی بخشی از این خاطرات است که در آن پرده از نگاه منصفانه و حاذقانه امام به شریعتی برداشته شده است

خاطرات دکتر صادق طباطبایی  دکتر طباطبایی در گفتگو با ایسنا در تاریخ 22 مرداد 1384 در مورد نظر امام خمینی (ره) درباره دکتر شریعتی گفت: « در این زمینه خودم با امام به دفعات صحبت کردم. ایشان امام سجاد (ع) را بدان شکل و به آن زیبایی مطرح کرده است دعاهای مفاتیح را قبول نداشته باشد. اگر او ایراداتی به مفاتیح دارد، مطمئنا من و شما نیز ایراداتی را به مفاتیح داریم.
در مجموع نگرش امام (ره) به شریعتی محترمانه بود و در پاسخ به تلگراف‌های زیادی که در سوگ او از سوی انجمن‌های اسلامی به ایشان فرستاده شده بود، از وفات دکتر با کلمه " فقدان " یاد کرده بودند. همچنین ایشان اقدام امام موسی صدر را در برگزاری مراسم پر شور و عظیم اربعین شریعتی در بیروت ستودند، در حالی که بعضی از متولیان و مدعیان آن روز دین با ارسال تلگرافی به معاون آقای صدر – علامه شیخ مهدی شمس‌الدین – از گناه بزرگ و نابخشودنی آقای صدر در بزرگداشت دکتر شریعتی به فغان آمده بودند و نمی دانستند ایشان چگونه در محضر خداوند جوابگوی این عمل خلاف خود خواهند بود!؟» در مجموع تلاش‌ها و مجاهدت‌های فرهنگی دکتر شریعتی را مثبت ارزیابی می‌کردند و می‌دیدند شریعتی توانست هم از التقاط و انحراف اسلام در جامعه روشنفکری جلوگیری کند و هم توانست جوانان و دانشجویان و دانشگاه را از خطر مارکسیسم که آن روزها رشد روزافزونی در سطح جامعه و دانشگاه داشت مصون بدارد.»
وی گفت: «در این زمینه شنیدم فردی نزد امام خمینی آمد و گفت دکتر شریعتی مفاتیح‌الجنان را به شدت مورد حمله قرار داده است. امام در پاسخ قریب به این مضمون گفته بودند: نمی‌شود کسی که نیایش‌های
منبع: ایسنا isna.ir

 


خاطرات سیدمحمود دعایی:
سیدمحمود دعایی که در تاریخ 26 مرداد 1385 در مشهد مقدس در همایش «طریق جاوید» سخن می گفت در بخشی از سخنانش با اشاره به «حرکت نو شریعتی» که متناسب با شرایط زمان آغاز شده بود، گفت:‌ برای این که نظرات امام درباره شریعتی در جایی ثبت شود این موضوعات را می‌گویم. روزی خدمت امام بودم، ایشان فرمودند از تهران فردی هزینه پرداخت کرده و آمده، نظر من را نسبت به دو شخصیت عوض کند؛ کتاب حجاب مطهری را گذاشته و گفته این کتاب جنوب تهران را بی‌حجاب کرده و اسلام‌شناسی شریعتی را نشان داده و گفته این کتاب جوانان را از دین منحرف کرده است.
وی افزود: نسبت به اسلام شناسی (مشهد) دکتر شریعتی، امام خواستار قسمت‌هایی که آن فرد معتقد بود باعث انحراف جوانان است، شده بودند و پس از آن گفته بودند برخی قول‌های شاذ و نادر هست، ولی این قول‌های نادر باعث انحراف نمی‌شود.
وی افزود:این حرکت ابتدایی بود که امام در مورد شریعتی اظهار نظر کرد.
دعایی با بیان این‌که حضرت امام تمام آثار دکتر شریعتی را مطالعه کردند، گفت: ایشان در فرصت مغتنمی که در نجف بودند، ساعاتی را به مطالعات متفرقه اختصاص می‌دادند.
مدیرمسوول روزنامه اطلاعات ادامه داد: در جریان نگرانی از شخصیت شریعتی افرادی از جمله آیت‌الله مصباح یزدی که از شاگردان عالم، فهمیده و خوب امام و با یک سری تعصبات و متعهد و پایبند عمیق نسبت به مبانی بود، نامه‌ای نوشت . من حامل این نامه بودم. در آن موقع امام تعبیر ماندگاری کردند که این بزرگوار به عالم و آدم بدبین هستند، ما در شرایطی نیستیم که نسبت به دانشگاهیان و روشنفکران با بدبینی نگاه کنیم.
وی افزود: امام پاسخ آقای مصباح را در سخنرانی‌ای در نجف اشرف دادند و اعلام کردند توصیه‌ام به دوستان این است که اگر یک وقت بنا شد تحولی در کشور صورت بگیرد و نظامی تاسیس شود، ما طلبه‌ها نمی‌توانیم اداره کنیم و طبیعتا باید عناصر دانشگاهی باشند که مسوولیت ها را برعهده بگیرند، چرا این عناصر را دور و فاصله ایجاد می‌کنید.
دعایی ادامه داد: البته امام تذکراتی نیز درباره شریعتی و نظرات وی درباره علامه مجلسی و مباحثی پیرامون تشیع وی، داشتند، ولی بر نوعی وحدت بخشی نیز تاکید داشتند.
وی بارزترین عکس‌العمل حضرت امام را در قبال رحلت شریعتی خواند و گفت: رژیم شاه می‌خواست با استقبال از پیکر شریعتی از ایشان سوءاستفاده کند، اما دوستان انجمن اسلامی دانشجویان در اروپا تصمیم گرفتند پیکر ایشان را در دمشق به امانت بگذارند.
دعایی با اشاره به سفرش به سوریه برای شرکت در مراسم خاکسپاری دکتر شریعتی گفت: قبل از سفر از امام اجازه گرفتم و گفتم اگر اجازه ندهید نمی‌روم، ایشان گفتند شخصا بروید و از طرف من و یا گروه خاصی نباشد.
دعایی تاثر حضرت امام در قبال شنیدن خبر درگذشت شریعتی را این گونه بازگو کرد: مام فرمودند به سه دلیل متاسفم ؛ یکی اینکه در دوران فعالیتهای تبلیغی و ارشادی ایشان عده‌ای توجه ایشان را به خودشان جلب کردند و درگیری با آنان، ایشان را مجبور به پاسخ دادن کرد، تاسف دوم این است که ایشان خودشان را مجبور کردند در پاسخگویی به افرادی که در حاشیه صحبت‌های ایشان قرار داشتند و برخی روحانیون و بازاری‌ها بودند که ای کاش ایشان توجهش به آنها جلب نمی‌شد و تاسف سوم امام از این جهت بود که عمر ایشان کوتاه بود و توفیق این را نیافتند که آن‌چه را احتیاج به تجدید نظر داشت، تصحیح کنند.
وی با بیان این‌که حضرت امام درباره مرگ شریعتی کلمه فقدان را به کار بردند، گفت: ایشان چون مطمئن نبودند که شریعتی به شهادت رسیده است و از سوی دیگر اطمینان به مرگ طبیعی ایشان نداشتند، از کلمه فقدان استفاده کردند.
وی با اشاره به انتشار کتب شریعتی با برجسته شدن نکاتی که نشان دهنده برخورد ایشان با روحانیت بود، گفت: در دوره‌ای سعی شد وی به عنوان فردی ضدروحانی مطرح شود، در این دوره امام به مسوول ارشاد وقت اعلام کردند از ترویج آثار این‌چنینی جلوگیری شود و در مقطع دیگری که در این باره آقایان خاتمی و معادیخواه، وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت می‌توانستند در این باره اظهار نظر کنند، تاکید کردند مانع چاپ آثار شریعتی نشوید و به آثار مفید ایشان اجازه ترجمه و انتشار دهید.
وی با اشاره به مراسم تجلیل از شریعتی در بیروت گفت: امام موسی صدر در آنجا گفت جامعه لبنان جامعه‌ای مرکب از اقوام مختلف است که برای ترجمه برخی آثار شریعتی که در آن درباره شخصیت امام علی(ع) و امام حسین(ع) غلو شده است، دچار مشکل می‌شویم و ناگزیر از تعدیل در ترجمه آثار ایشان هستیم، در صورتی که در ایران ایشان را سنی و بی‌توجه به آرمان‌های تشیع می‌شمارند
.
منبع: ایسناisna.ir

 

 

خاطرات دکتر ناصر میناچی:
دکتر ناصر میناچی از قول استاد محمدرضا حکیمی می‌گوید: آقای فاکر که از منتقدین کتاب‌های شریعتی‌اند، روزی خدمت امام رسیده، پس از بیان موضوع و ذکر مطالبی درباره‌‌ی کتاب‌های شریعتی معروض می‌دارد: "این نوشته‌ها عمدتاً نسل فعلی و جوانان مسلمان این مملکت را گمراه کرده است و درخواست دارد امام دستور دهند این کتاب‌ها جمع‌آوری و معدوم شوند[...]" امام در پاسخ تأملی مختصر فرموده بودند که: "دکتر شریعتی در بین همه‌ی مطالبی که شما می‌گویید، مطالب خوبی هم دارد. به همه بگویید همه‌ی مطالب خوبش را بخوانند".
منبع: روحانی، حمید، نهضت امام خمینی، ج 3، ص 262.


خاطرات جلال الدین فارسی:
آقای جلال‌الدین فارسی طی نامه‌ای به آیت‌الـله خمینی نگرانیِ خود را از احتمال تأثیر سوء فتوای حمایت از شریعتی اعلام می‌کند، لیکن آیت‌الـله خمینی پاسخ می‌دهد: نمی‌خواهم نوشته‌های شریعتی را تأیید کنم، اما شریعتی هواداران زیادی دارد و در حال خدمت به اسلام است.
منبع: لامعی ، علی ، دکتر شریعتی در آیینه‌ی خاطرات، ص 223.

 

خاطرات روح الله حسینیان:
حسینیان در گفتگو با سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی گفت: شریعتی همواره از امام خمینی به نیکی یاد می‌کرد. وی ظهور روح انقلابی را مدیون شخصیت‌های پارسایی می‌دانست که از میرزای شیرازی تا آیت الله خمینی پرچمدار آن بوده‌اند. او قیام امام را قیام ابوذروار می‌دانست که بر سر قدرت زمان فریاد می‌زد و اسرافیل وار در صور قرآن می‌دمید . امام خمینی هم در ختم آیت‌الله آقا مصطفی به صورت اشاره هم از روحانیون گله کرد که شریعتی را مرتد می‌دانستند هم از شریعتی که عالمانی چون مجلسی را متهم می‌کرد. امام خمینی با کنایه‌ شریعتی را روشن فکری معرفی کرد که برای اسلام خدمت می‌کند.
منبع: پایگاه خبری مرکز اسناد انقلاب اسلامی : http://www.irdc.ir

 

 عکس علی شریعتی

ب):  امام خمینی(س) از دیدگاه شریعتی

 شریعتی، مروج آرمان امام خمینی

 
خبرگزاری شبستان در یادداشتی شریعتی را مروج آرمان امام خمینی می خواند و می نویسد: آرمان‌هایی‌ که‌ شریعتی‌ از تشیع‌ و روحانیت‌ در ذهن‌خود ترسیم‌ می‌کند، علی‌القاعده‌ باید در امام‌ خمینی‌ عینیت‌ یافته‌ باشد. این‌ استنباط‌ را می‌توان‌ در نوشته‌ها و اسناد شریعتی‌ یافت‌. وی‌ در کتاب‌ خودسازی‌ انقلابی‌ از امام‌خمینی‌ که‌ در مقابل‌ صهیونیزم‌ موضع‌ گرفت‌ و از آرمان‌ فلسطین‌ دفاع‌ کرد، تجلیل‌می‌کند. وی‌ همچنین‌ از آیت‌الله‌ خمینی‌ به‌ عنوان‌ "مرجع‌ بزرگ‌ عصر ما" نام‌ می‌برد و در ترسیم‌ خط‌ قیام‌ روحانیت‌ می‌نویسد:
"... ظهور روح‌های‌ انقلابی‌ و شخصیت‌های‌ پارسا، آگاه‌ و دلیری‌ که‌ به‌ خاطروفادار ماندن‌ به‌ ارزش‌های‌ انسانی‌ و پاسداری‌ از حرمت‌ و عزت‌ اسلام‌ و مسلمین‌ گاه‌ به‌ گاه‌ در برابر استبداد، فساد و توطئه‌های‌ استعمار قیام‌ می‌کرده‌اند،از این‌ گونه‌ است‌ قیام‌هایی‌ که‌ از زمان‌ میرزای‌ شیرازی‌ تا اکنون‌، آیت‌الله‌ خمینی‌،شاهد آن‌ بوده‌ایم‌."
شریعتی‌ قیام‌ خرداد 42 را گسستن‌ پیوند روحانیت‌ و سلطنت‌ که‌ در شیعه‌400 سال‌ بعد از صفویان‌ دوام‌ داشت‌ ارزیابی‌ می‌کند و امام‌ خمینی‌ را چنین‌ توصیف ‌می‌کند: "در خاموش‌ترین‌ ایامش‌ ناگاه‌ خفته‌ای‌ از این‌ اصحاب‌ افسوس‌ بیدار می‌شود و ازکهف‌ حجره‌ای‌ بیرون‌ می‌پرد و ابوذروار بر سرقدرت‌ فریاد می‌زند و اسرافیل‌وار در صور قرآن‌ می‌دمد و گورها را برمی‌شوراند و امنیت‌ سپاه‌ قبرستان‌ را برمی‌آشوبد و محشر قیامتی‌ برپا می‌کند."
این‌ مواضع‌ آشکار شریعتی‌ در مورد امام‌ خمینی‌ بود. اسناد ساواک‌ نشان‌ می‌دهد شریعتی‌ در نهان‌ نیز در پی‌ ترویج‌ امام‌ خمینی‌ بود. طبق‌ گزارش‌ ساواک‌، شریعتی‌ پس‌ ازبسته‌ شدن‌ حسینیه‌ به‌ طرف‌داران‌ خود دستور داده‌ است‌ که‌ در مجالس‌ به‌ نام‌ طرف‌داران ‌آیت‌الله‌ خمینی‌ با معممین‌ و طلاب‌ بحث‌ نموده‌ و آنان‌ را به‌ طرف‌داری‌ خمینی‌ گرایش ‌دهند.
منبع: خبرگزاری شبستان www.shabestan.net

 

شریعتی، یکی از عوامل اصلی پیوند دانشگاه با امام
فصلنامه دانشگاه اسلامى در مقاله ای شریعتی را به عنوان یکی از عوامل اصلی پیوند دانشگاه با امام عنوان می کند و می نویسد: شریعتی تلاش نمود از پایگاه اسلام انقلابی و نه اسلام سنّتی، دانشجویان را برای مقابله با رژیم مجهز نماید. او به خوبی به نقد علمی مارکسیسم پرداخت و با احیای فرهنگ مبارزه و شهادت، به پویایی دین اسلام که گرایش دانشجویان را به همراه داشت همّت گماشت. از این زمان است که شریعتی به منظور پیوند بین روشنفکر و روحانی وارد عمل شد. وی با شفاف کردن روحانیت و بر طرف کردن بدبینی‌هایی که روحانیون و روشنفکران نسبت به هم داشتند، موجب آشتی بین این دو گروه شد. در واقع شریعتی یکی از عوامل مهم اتصال دانشجویان به روحانیون و شخص امام(ره) محسوب می‌شود.
دکتر شریعتی با کتاب امت و امامت خود با ترسیم رهبری متعهد انقلابی، که در واقع برای سرنگونی یک نظام استبدادی وابسته به صحنه می‌آید و جامعه را برای ورود به یک دنیای تازه و یک مرحله جدید آماده می‌کند،‌ نقش عمده‌ای در شناساندن امام(ره) در نزد دانشجویان بر عهده داشت. پیوند دانشجویان با روحانیون مبارز و به ویژه اندیشه‌های دکتر شریعتی موجب گردید، جایگاه امام(ره) در نزد دانشجویان رفیع‌تر گردد، به نحوی که در نهایت، ایشان به عنوان رهبر یک جنبش انقلابی از طرف دانشجویان پذیرفته شدند. پذیرش امام(ره) از طرف دانشجویان دفعتاً صورت نگرفت، بلکه این امر در یک روند چند ساله تکامل یافت در نیمه اول دهه 50 ، دانشجویان انقلابی، امام(ره) را به عنوان رهبر بلامنازع انقلاب پذیرفتند.
منبع: فصلنامه دانشگاه اسلامى، شماره 15،ص 133
www.mortezamotahari.com

 

شریعتی، تئوریسین شاخه دانشگاهی خط امام
دکتر رحیم پور ازغدی سه شنبه 29 خردا 1388 در مشهد با بیان اینکه شریعتی مقلد امام بود، گفت: ساواک ، دکتر شریعتی را تئوریسین شاخه دانشگاهی خط خمینی می دانست. آن زمان که در رساله ها حتی جرات نمی کردند نام امام خمینی را بیاورند و به اختصار « خ » می نوشتند دکتر شریعتی اعلام کرد که مقلد امام خمینی است.
منبع: http://www.ghatreh.com

سروده علی شریعتی برای امام خمینی

 فریاد روزگار ماست 
روح خدا
در روزگار قحطی هر فریاد
در روزگار قحطی هر جنبش
فریاد روزگار ماست
آری در روزگار مرگ اصالتها
بی تو دگر چه بگویم
چه را بسرایم
ای مطلع تمام سرودها
بی تو فرو نشسته دگر فریاد
تنها شده است هر چه که انسانیت
در پایتخت غارت و خون
جز وحشت و هراس نمی بینم
این درد را با که بگویم
که هر ورق از هر کتاب
ترس را فریاد می کند
حتی پلاس کهنه خیابان هم
تجربه کرده است ترس را
اینک سیاه بینمش
تا بر تو باز شود
که راست می گویم
در هر کرانه این شهر بی طپش
سگهای زنجیری
سگهای دست آموز
در چشمهای بیدار
ترس را نشانده اند آنها
هر روز می درند
هر روز می برند
و پاداش را
از دست گرگ می گیرند
در پایتخت غارت و خون
سگهای زنجیری
آن گرگ پیر را به حراست نشسته اند
بی تو در پایتخت دیو دماوند
سیاوشها و کاووسها در بندند
ای کاش رستم
کاووسها را نمی رهاند
تا اینگونه گشاده دست
در بند بخواهد رستم را
در خون کشد سیاوش را
بی تو من از خمین گذشتم
افسرده بود و سرد
نام تو را زمزمه می کرد روز و شب
فریاد روزگار ماست
روح خدا
بانگ تعهد و رسالت
بانگ خدا و خون
اینک تو ای سلامت پویا
ای کرامت بی مرز
بر این زمین تشنه ببار
آری آری
تا زاید این
سترون فرسوده
گلهای سرخ شهادت را
تا باز در نبض شهر تپد
فریاد آری
تو ای سخاوت بی حد ببار بر جنگل
تا باز این درخت خفته شود بیدار
تا باز آن جوانه کند فریاد!

 

آیت الله طالقانی:

مرحوم شریعتی این خصیصه را داشت که دائمأ گوش می داد،دائمأفکر می کرد وآنچه را احسن بود از هر مکتبی می گرفت از مکتب چپ،از مکتب راست،از مکتب اسلام

حتی خودش گاهی به من میگفت:(من از یک جمله ای که در یک کتاب معمولی دینی است که به چشم مردم نمی آید مطلب دریافت می کنم وبعد آن احسن اش را جذب می کنم) .

او همیشه معترف بود که (من ممکن است اشتباه کنم)

این منتهای خصلت یک انسان واقعی متعالی است.

عکس قبر دکتر علی شریعتی در سوریه

 

شهید دکتر  سید محمد حسینی بهشتی:

شریعتی در توسعه وتقویت شور انقلاب جامعه ئ ما بخصوص نسل جوان تأثیر بسزایی داشته، او توانست قلب و احساس و ذهن جوان ها را برای دریافت پیام های امام(ره) آماده تر و به فهم و پذیرش این پیام ها نزدیک کند،انصافأ دکتر درخششی در تاریخ اسلام و تاریخ انقلاب بود.

نوشته شده توسط نازنین چکاوک در ساعت 10:57 AM | لینک  |